حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2509

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

جنگ دوّم روميها با بلاش چهارم بايد بدوا در نظر داشت ، كه بهره‌مندى هر قيصرى ، كه ميخواست با پارت بجنگد بهمراهى دولى منوط بود ، كه در ميان دولت پارت و روم حائل بودند و از اين دولتها ، چنان كه ميدانيم دو دولت اهميّت زياد داشتند ، يكى ارمنستان و ديگرى خسرون . ارمنستان بپيشنهاد نيگر ، كه به او كمك بكند ، جواب داده بود ، نميخواهد در جنگهاى داخلى روم شركت جويد ( هروديانوس ، كتاب 3 ، بند 1 ) . بعد ، كه سوروس روى كار آمد ، او هم از ارمنستان رنجشى يافت و بنابراين در اين زمان تصميم كرد ، اوّل به اين مملكت بپردازد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 75 ، بند 9 ) و در تابستان 197 م . قشونى بارمنستان فرستاد ، تا با پادشاه آن بلاش نام ، كه هم‌نام بلاش چهارم اشكانى ايران بود بجنگد . بلاش با قشونش در سرحدّ ارمنستان براى جنگ حاضر شد ، ولى جدالى وقوع نيافت ، زيرا ارامنه پيشنهاد متاركه كردند ، و سردار رومى آن را پذيرفت . بعد بلاش ارمنستان سفرائى نزد سوروس فرستاده اظهار دوستى كرد ، عهدى بين دولتين منعقد گرديد و سوروس حتّى راضى شد ، كه مقدارى بر وسعت ارمنستان بيفزايد . از نوشته‌هاى ديوكاسّيوس ( كتاب 75 ، بند 9 ) چنين برميآيد ، كه سوروس از ارمنستان كوچك به ارمنستان بزرگ افزوده ( ارمنستان كوچك را در اينوقت ارمنستان روم ميناميدند ) . معلوم است ، كه در اين وقت بلاش پادشاه ارمنستان پذيرفته ، دست‌نشاندهء دولت روم باشد . در اين زمان پادشاه خسرون هم ، كه مانند ساير پادشاهان اين دولت آبگاروس ( آبكار يا اكبر ) نام داشت ، تابع روميها گرديد و خود با دسته‌اى از كماندارانش باردوى سوروس حاضر شده پسرش را براى گروكان با خود بدانجا برد ( هروديان ، كتاب 3 ، بند 27 ) . اين پيش‌آمدها بر خوشوقتى سوروس افزود ، زيرا با داشتن خسرون و ارمنستان ميتوانست بين النهرين غربى را از خابور تا التقاى اين رود با فرات محكم نگاهدارد . بعد سوروس خواست از راه فرات پيش رود و با اين مقصود دسته‌هائى فرستاد ، كه در بين النهرين شرقى و آديابن تاخت‌وتاز و اهالى را